یک: گاهی پیش میاد که کسی رو خیلی دوست داریم و بعد اتفاق یا زنجیره ای از اتفاقات به طور واضحی بهمون ثابت میکنند که لازمه این دوست داشتن رو تعدیل و یا حتی متوقف کنیم.این جاست که دونستن این موضوع که لازمه چه رفتاری با اون آدم داشته باشیم،اهمیت پیدا میکنه.که عمدتا نمیدونیم/دونم.
دو:گاهی نمیدونیم چقدر مجموعه رفتار های خودمون و یا آدم های اطرافمون نادرسته،تا وقتی که شروع میکنیم به نوشتن درموردش و یا برای کسی تعریفش میکنیم.
سه:حس یه درخت قدیمی رو دارم که از روی دیوار رفته توی حیاط همسایه.بدون حس تعلق!
چهار: سکوت با هزار زبان در سخن است.فکر کنم سیمین بهبهانی میگه.درسته خب...ولی من دلم واسه وقتایی که فکر میکردم یکی هست که گوش شنوا باشه تنگ شده.
پنج:داشتم فکر میکردم تا حالا نشده یکی یه آهنگ واسم بفرسته و بگه اینو شنیدم یادت افتادم.نزول آی کیو ایرانی ها به ۶۸.مسخره ها:)
برچسب:
نویسنده: مانی فدایی