لب تر کنی هر چه خواهی شومــــ ...
دیوانـــــــــــــــــــــــــــه تا بینهایتـــــــــــــــ رومــــ ...
تلخی نکن با من ای یــــــــارِ آیینه رو...
با چهره ام لحظه ای از جوانی بگــــــــــــــــو...
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
واقعا واسه ام جالبه که چرا اینقدر "لیلا" و "حامد" سریال پدرو درک میکنم
اصلا یه جورِ خاصی
فکر کنم کم کم باید به حقیقت تناسخ ایمان بیارم
فقط نمیدونم تو زندگی قبلیم حامد بودم یا لیلا
مسئـــــــــله این است
برای شخصیت پردازی اغراق شده
سیاه و سفید
پ.ن1:گاهی حتی از طرف خودم به جنگ با تجدد و مدرنیته محکوم میشم ^ــــــــــ^
پ.ن 2:باید...باید...باید برگردم!هر جوری که هست باید به حس و حال قبلیم برگردم.
پ.ن 3:بار الهـــــــــــا^ـــــ^ آخه چقدر تو خوشگلی آخه![]()
برچسب:
نویسنده: مانی فدایی